خدا حواسش به ما هست ...
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 3:34
دیشب شب بیست و سوم ماه رمضون و مراسم سحری که دعوت بودیم ...همون اول مراسم تربچه به میز جلو مبلی خونه ی صابخونه کنار اشپزخونه که سطح روی میز شیشه ای بود تکیه داده بود ... که یهو شیشه از روی میز برگشت و با فاصله ی چند سانتی از پای تربچه افتاد روی زمین ... و من که نمیدونم چجوری خودم رو بهش رسوندم و بغل...
تحلیلات طولی
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 3:34
هرچی تو فکرته ... مینویسم تا رها شم ... یا خودت حرف بزن حداقل چهارتا فهش ریز هم بدی به کسی برنمیخوره ... :/